خرید بک لینک

درباره سایت

152

امکانات وب

همین که هستی همین که لابلای کلماتم نَفَس می کشی راه می روی در آغوشم می گیری همینکه پناه ِ واژه هایم شده ای همین که سایه ات هست همین که کلماتم از بی "تو"یی یتیم نشده اند کافیست برای یک عمر آرامش؛ باش حتی همین قدر دور حتی همین قدر دست نیافتنی...

برچسب: نویسنده: کسری جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 10:07

چقد ناراحت میشم وقتی، ناراحتی بچه های اینجا رو حس میکنم ناراحت میشم از اینکه هیچ کاری از دستم بر نمیاد برای بهتر شدن حالشون ، شاد کردن دلشون ، عوض کردن حال و هواشون ... هرکدوم ب نحوی ناراحتن و غمگین آقامیلاد ک بعد فوت پدرشون ... فرزند ایران ک رفتن کلا و گویا حالشون مساعد نیست... مجید ک بعد اون اتفاق شده یه ادم دیگه ... محسن ک دم نمیزنه ولی خوب میدونم میریزه توو خودش... حسین ک پشت همه خنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 10:07

خدایا !!! من همانم که گاه خندانم و گاهی گریان، گاه شکرگزارم و گاهی درحال گله کردن، گاه بنده ی توام و گاهی بنده ی خویش! خدای همیشگی ام! من مبتلا به گاه و بی گاههای همواره ام ، بیماری نامتعادل، که همیشه به نسخه ی طبیب خویش عمل نمی کند! اسیر خویشتنم ؛ و گاه و بی گاههای اسارت گونه ام مرا در برگرفته است... معبود آزاده ام! بندهای گاهها و بی گاههای زندان تنم را از هم جدا كن! مرا به آغوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 10:07

آدم ها عوض شدن ، زمانه عوض شده ... امروز با یکی که دست میدی بعد باید 5 تا انگشتت رو بشمری ببینی هنوز سرجاش هست یا نه ! # دیالوگ فیلم " حال همه خوب است"

برچسب: نویسنده: کسری جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 10:07

بچه هایی که پیگیر حال پدر آقا میلاد بودین خبر خوش دارم پدرشون برگشتن خونه ، کنار خونوادشون الهی شکر خدا رو هزااااااااران بار شکر خدا جون دمت گرم ک جواب دعا و محبت تک تک بچه هارو دادی ایشاا.... ک هر روز بهتر از روز قبل بشن و سایه شون هزار سال ب خوبی و خوشی بالای سر خونوادشون باشه . . . # البته توی پستشون نوشتن ک حالشون اونطور ک باید و شاید مساعد نیست ولی اظهار خرسندی کردن بابت برگشتشون ب خوادامه مطلب

برچسب: خدایا,شکرت, نویسنده: کسری جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:30

همیشه گفتم و میگم ک اینجا فقط اسمش مجازیه وگرنه هممون یه قلب داریم ک در حال تپیدنه ... نذری ک دسته جمعی برای پدر آقا میلاد کردیم ، جواب داد و برگشتن خونه کنار خونوادشون ... این ینی خدا حواسش ب دل و احساس یک به یکمون هست ، ینی توی وجود هرکدوممون یه چیزی دیده مثه عشق، احساس ، درک ، امید و چیزای خوبه دیگه ک به برکت همونا در رحمتش رو نبست . نذاشت اتفاق تلخی بیوفته... الان هم برای یکی از بچه های وبلاگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:30

دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم چامه و چکامه نیستند تا به رشتهی سخن درآورم نعره نیستند تا ز نای جان بر آورم دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنی است دردهای من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست درد مردم زمانه است مردمی که چین پوستینشان مردمی که رنگ روی آستینشان مردمی که نامهایشان جلد کهنهی شناسنامههایشان درد میکند من ولی تمام استخوان بودنم لحظههای سادهی سرودنم درد میکند انحنای روح من شانهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:30

دلبستگی اعــــتياد مياره... اينو از همون لحظهای كه حس میكنی کسی بايد باشه و نيست میشه فهميد، فقط بديش اينه كه خودت وقتی متوجه میشی كه كار از كار گذشته... يه روزی كه خيلی ديره، میفهمی اعتياد به دوست داشتن، نه میكُشتت كه راحت بشی، نه كمپ داره تا ترك كنی! فقط مثل شمع میسوزونتت كه آب بشی... يه روزی كه خيلی ديره، سرت رو میگيری توی دوتا دستت و به اين فكر میكنی كه چطور بعضيا آفريده میشن كه شباادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:30

دلم یکم از اون ذوق کردنای قبل اردو رفتن مدرسه رو میخواد

چه شور و شوقی داشتیم شب قبلش :))

.

.

.

# یهویی یاد خاطرات بچگیم افتادم :)

عجب روزای تکرار نشدنی داشتم :)

دلچسب و لذیذ :)

برچسب: نویسنده: کسری جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:57

تو زندگی ما آدم هایی هستندکه از ما فاصله میگیرند. دور میشن، دور و دورتر اونقدری که چشم هامون دیگه قادر به دیدنشون نیستن اونقدری که دیگه نمیدونی اون آدم با سازهای دنیا چطوری و چه شکلی میرقصه اونقدری که نمیدونی اگر یه روزی بر حسب اتفاق روبروش ایستادی چطور باید باهاش سر صحبت رو باز کنی اونقدری که سیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:57

بعضی ها شنبه ی آدمند پُرِ قرار های تازه پُرِ شروع های دوباره جدی و عبوس بعضی ها سه شنبه ی آدمند پُرِ کارهای نکرده پُرِ وعده های عقب افتاده آشفته و مضطرب بعضی ها پنجشنبه آدمند پُرِ رهایی و بی خیالی پُرِ سبک باری و خوشحالی تو جمعه ی منی بهترین روز هفته ام، که آفتابش بالا نیامده به غروب مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:57

چرا ما آدم ها عادت داریم وقتی می خواهیم رابطه ای را تمام کنیم به بدترین شکلِ ممکن اینکار را می کنیم! چرا ذره ای حرمت، احترام،عشق... بینِ خودمان نگه نمی داریم!؟ شاید مجبور شدیم برگردیم؛چطور می خواهیم با هم رو به رو شویم!؟ چرا عادت کرده ایم خودمان را از چشم هم دیگر بندازیم! به یکدیگر بر چسبِ خیانت کاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:57

ارگ بم بودی و با خشت تنم ساختمت مثل یک پرچم ِ افتاده، بر افراختمت خاستم "داشتنت" را به دلم قول دهم ناگهان ساده در آغوش خودم باختمت بغض، سِیلی شد و ما بین من و چهرهی تو آنچنان پرده در انداخت که نشناختمت با همه سردی و بیحوصلهگیهات هنوز از دل ِ خاطرهها، دور نینداختمت غزلم با تو ردیف است، ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:57

بعضی وقت ها چیزی می نویسی از دلت

برای یک نفر !

اما دلت می گیرد ،

چشمانت پر از اشک می شود ،

قلبت خالی می شود ،

وقتی یادت می آید ،

همه آن را می خوانند و می پسندند ،

جز همان یک نفر …!

برچسب: نویسنده: کسری جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:57

همه ی زندگیم پر شده از دلتنگی دلتنگ ادمهایی هستم ک هرکدوم رو به یه نحوی از دست دادم. حتی دلتنگ اونایی هم ک با پای خودشون رفتن... اما جنس دلتنگی امشبم برای کسی که ندارمش و دیگه نخواهم داشت فرق داره. حتی جنس اشکایی که الان با هر کلمه تایپ کردن روی صفحه کلیدم میچکه هم فرق داره... احساس و تپش قلبم لرزشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:57

صفحه بندی