خرید بک لینک

درباره سایت

152

امکانات وب

ارگ بم بودی و با خشت تنم ساختمت

مثل یک پرچم ِ افتاده، بر افراختمت

خاستم "داشتنت" را به دلم قول دهم

ناگهان ساده در آغوش خودم باختمت

بغض، سِیلی شد و ما بین من و چهرهی تو

آنچنان پرده در انداخت که نشناختمت

با همه سردی و بیحوصلهگیهات هنوز

از دل ِ خاطرهها، دور نینداختمت

غزلم با تو ردیف است، خدا میداند

جبر ِ محض است که در قافیه پرداختمت

.

.

.

#

برچسب: نویسنده: کسری جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:57

صفحه بندی