بی اختیار
به حماقتم لبخند میزنم
سیاه لشکری بودم
در عشق تو
و فکر میکردم بازیگر نقش اولم ....
:)
# نمیدونم چی شد که اینجوری شد
نمیدونم چند روزه نیستی پیشم
اینارو میگم که فقط بدونی
دارم یواش یواش دیوونه میشم
تا کی به عشق دیدنت دوباره از
تو کوچه ها خسته بشم بمیرم
تا کی باید دنبالتو بگیرم
از کی باید سراغتو بگیرم
"" قرار نبود چشمای من خیس بشه ""
"" قرار نبود هرچی قرار نیست بشه ""
قرار نبود دیدنت آرزوم شه
"" قرار نبود که اینجوری تموم شه ""
یادت میاد ثانیه های آخر
گفتی میرم اما میام به زودی
چشمامو بستم نبینی اشکمو
چشمامو وا کردمو رفته بودی
قرار نبود منتظرت بمونم
قرار نبود بری و برنگردی
از اولش کنار من نبودی
آخرشم کاره خودت رو کردی
قرار نبود چشمای من خیس بشه
قرار نبود هرچی قرار نیست بشه ................
برچسب:
نویسنده: کسری جعفرینژاد